مزار شهید گمنام در کف حوض مقابل حسینیه شهید همت دوکوهه

مزار شهید گمنام در کف حوض مقابل حسینیه شهید همت دوکوهه
تبرکی با آب این حوض وضویی بساز ...


مزار شهید گمنام در کف حوض مقابل حسینیه شهید همت دوکوهه
تبرکی با آب این حوض وضویی بساز ...


وتـــماشای تــــــــــو زیباســــت اگر بگذارند
عشق هم صاحب فتــواست اگـر بگـــذارند
خانه دوست همین جـاست اگـر بـــــگذارند
عشــــق اما فقط از ما است اگــر بـــگذارند
واقعا نماز ما چطوریه...؟؛
نه نه !!!
اجازه بده بهتر بگم«حرف زدنِ ما» با خدا چطوره؟ دقت کردی؟
حرف زدنِ با، خدا... خدا... خدا...
فقط همون حرکات و آدابِ تقلیدی و تکراری ؟ با یه سری لب
تکون دادن ...؟ فقط همین!!!؟ ( نه ).
نماز باید با عشق باشه !!!
شهدا نماز رو با عشق میخوندن ،
میدونی نماز با عشق یعنی چی؟
یعنی از هر طرف رو سرت موشک و ترکش و آتیش بباره؛
ولی تو بگی :سبحان الله وغرق خونِ خودت سجده کنی!
مثل نماز ظهرِ عاشورا... که تو اون وا نفسا «عشق »
تجلی کرد و همه رو سر درگم ،
عشق یعنی یه جوون؛ یه جوونِ بی نام و نشون
عشق یعنی یه نماز ، با( وضو گرفتن توی خون ... )
.
.
.
- راستی تا حالاعاشق شدی؟
وبدون اگه نمازت بهت حال معنوی نمیده حتما یه جا حال یکی رو گرفتی...
جمعه یعنی یک بغــــل دلواپسی
جمـــعه یعنی گــــریههای بیکسی
جمعه یعنی روح سبـــز انتـــظار
جمعه یعنی لحــــظههای بیقــرار
بـیقـــــرار بیقـــــراریهای آب
جمــعه یعنی انتــــــــظار آفــــتاب
جمعه یعنی ندبهای در هجر دوست
جمعه خود ندبهگر دیــدار اوست!
جمعه یعنی یک کـــــویر بیقرار
از عطش سرخ و دلش در انتظار
انتــــظار قطـــــره باران عشــق
تا فروشوید غم هجــران عشــــق
جمعه یعنی بغــض بیرنگ غـزل
هـــق هــق بارانی چنــگ غـــزل
زخمهای از جنس غم بر تار دل
تا فرو شویَد غـــــم هجــــران دل
جمعه یعنی روح سبــز انتـــظار
جمعه یعنی لحــظههای بـیقـــرار
بـــیقرار بیقـــــــراریهای آب
جمعه یعنی انتـــــــظار آفــــــتاب
امان از روز هایی که چله های یاران تمام می شود و چشمها به ابتدای کوچه انتظار خشک می شود.....

گفتم : چيزي بخوان .
گفت : شرمنده ام
يكسال است چيزي نگفته ام
گفتم : براي عاطفه اي كه در ما مرده است
رحم ا... من يقرا الفاتحه مع الصلوات !
گفتم : چيزي بخوان
گفت : رويم سياه
آخر ميداني كه ...
در ادامه مطلب
کربلا هنوز در محاصره است گمانم دوباره حرمله تشنه ی خون علی اصغر رسیده . یزید منتظر علی اکبر و جوانان بنی هاشم است. که دوباره سلاله پاک پیامبر را تکه تکه نمایند.
می خواهند دوباره سر راه امام حسین را بگیرند . و از همه ی گروه ای دنیا کمک خواسته اند. اما کربلا همچنان منتظر حسین است. می خواهند دوباره عاشورایی دیگر برپا کنند که شمیم عطرش بر مشام ما برسد اما زمان آن کی خواهد رسید خدا می داند.
اما...
